محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3019
تاريخ الطبرى ( فارسي )
» [ 1 ] يعنى : كسانى كه كافر شدهاند مپندارند اين مهلت كه به ايشان مىدهيم خير آنهاست فقط مهلتشان مىدهيم تا گناهشان بيشتر شود و عذابى خفتانگيز دارند . خدا مؤمنان را بر اين حال كه شماييد نمىگذارد تا پليد را از پاك جدا كند . و يكى از سوارانى كه مراقب ما بودند اين را بشنيد و بگفت : « قسم به پروردگار كعبه كه ما پاكانيم و از شما جدا شدهايم . » گويد : من او را شناختم و به برير بن حصين گفتم : « مىدانى اين كيست ؟ » گفت : « نه . » گفتم : « اين ابو حرب عبد الله بن شهر است ، مردى بذله گوى بود و معتبر و دلير و غافل كش ، بارها مىشد كه سعيد بن قيس او را به سبب جنايتى محبوس مىداشت . » گويد : برير بن حضير به دو گفت : « اى فاسق ! خدا ترا جزو پاكان مىكند ؟ » گفت : « تو كيستى ؟ » گفت : « برير بن حضين . » گفت : « انا للَّه ، دريغم آيد اى بريز ، به خدا هلاك شدى ، به خدا هلاك شدى . » گفت : « اى ابو حرب ، مىخواهى از گناهان بزرگ خويش به پيشگاه خدا توبه برى كه به خدا ما پاكانيم و شما پليدان . » گفت : « من نيز بدين شهادت مىدهم . » گفتمش : « واى تو ! چرا دانستنت سودت نمىدهد . » گفت : « فدايت شوم ، پس كى همنشين يزيد بن عذرهء عنزى مىشود ؟ » گفت : « اينك يزيد همراه من است . » گفت : « به هر حال خدا رأى ترا زشت بدارد كه بىخردى . »
--> [ 1 ] سورهء آل عمران : آيهء 178 - 187